چقدر سخته وقتی برات هیچ جایی نمونده به عنوان پناه. هیچ جا نتونی بنویسی چون میدونی که نباید بنویسی... نباید بگی. نباید غم هات رو بگی چون اجازه غمین بودن رو نداری... وبلاگ، کانال؛ اینستا... اینها سر پناه من بودن یه روزی :) ولی توی هیچکدومشون دیگه نمیتونم بنویسم و خودم باشم... دیگه نمیشه... آخ از غمی که آروم آروم لونه میکنه توی دلت و چون اجازه بیرون اومدن نداره، همونجا میمونه... اونجا زندگی میکنه و بزرگ و بزرگتر میشه :) غم کوچک من...
برچسب:
نویسنده: نوید کاظمیان